كليات:
سنگهایی كه در ساختمان مصرف ميشوند به يكي از صورتهای طبيعي مانند قلوهسنگ، کارشده مانند بادبر و خردشده مانند شن و ماسه هستند. در اين فصل واژههاي مربوط به سنگهای طبيعي و کارشده منطبق با نشريه شماره ۹۰ دفتر تدوين ضوابط و معيارهاي فني سازمان مديريت و برنامهريزي كشور هست و سنگهای خردشده بهطور جداگانه موردبحث قرار خواهد گرفت. منشان سنگهای ساختماني ممكن است آذري، تهنشسته يا دگرگون باشد. ازنظر تركيب شيميايي بيشتر سنگها را ميتوان به سه دسته سيليسي، سيليكاتي و آهكي گروهبندي نمود. شكل نهايي سنگها در موقع مصرف يا به حالت طبيعي است يا بهصورت کارشده، همچنين سنگهای ساختماني ممكن است باربر يا تزئيني باشند، در پارهاي موارد سنگها نقش باربر و تزئيني را توأماً ايفا مينمايند.
انطباق با مشخصات و استانداردها:
سنگهای مصرفي در هر پروژه بايد ازنظر ویژگیهای فيزيكي، شيميايي و مكانيكي، اندازه، ضخامت، رنگ و ديگر مشخصههاي ظاهري با آنچه در نقشهها، دستور كارها، مشخصات فني خصوصي و ساير مدارك پيمان ذکرشده است، منطبق باشد. نمونه سنگهای بنايي و نما بايد قبلاً به تصويب دستگاه نظارت برسد. ویژگیهای فيزيكي، شيميايي و مكانيكي سنگها و روشهای آزمايش آنها بايد مطابق استانداردهاي ايراني زير باشد:
ـ استاندارد شماره ۴۴۹: روش آزمايش مقاومت مصالح سنگي در مقابل عوامل جوي
ـ استاندارد شماره ۵۷۸: روشهای تعيين ميزان جذب آبوتاب مصالح سنگي در برابر يخبندان
ـ استاندارد شماره ۶۱۷: روشهای تعيين تاب گسيختگي فشاري و خمشي مصالح سنگي
ـ استاندارد شماره ۶۱۸: بلوکهای سنگهای طبيعي براي برش بهمنظور استفاده در نما، كف و تزئينات
ـ استاندارد شماره ۶۱۹: روشهای آزمون تاب سايشي سنگ كه روي آن رفتوآمد ميشود.
ـ استاندارد شماره ۶۶۵: روش تعيين تاب فشاري مصالح سنگي
ـ هر استاندارد ايراني ديگري كه تا زمان انعقاد پيمان درباره سنگ تدوين يا تجدیدنظر شود.
تا زماني كه استاندارد ايراني در پارهاي موارد تدویننشده باشد در درجه اول استانداردهاي سازمان بينالمللي استاندارد ISO“ معتبر خواهد بود و در صورت نبودن استاندارد بينالمللي به ترتيب استانداردهاي اتحاد شوروي سابق GOST، آلماني DIN، بريتانيايي BS و آمريكايي ASTM ملاك عمل قرار خواهد گرفت.
ویژگیهای و حداقل حدود قابلقبول:
سنگهای مصرفي بايد ازنظر بافت و ظاهر، يكنواخت و بدون ترك بوده و عاري از رگههاي خاكي، مارني، ميكايي، اليوين، پيريت، تركيبات سولفاتي و سولفيدي [حداكثر SO3 به (۱%) وزني محدود ميگردد] و ساير موادي باشد كه در اثر عوامل جوي و هوازدگي خراب ميشوند و به استحكام سنگها لطمه ميزنند. تاب فشاري سنگها براي كارهاي بنايي باربر نبايد كمتر از اندازه مشخصشده در نقشهها و مشخصات بوده و درهرحال نبايد كمتر از ۱۵ مگا پاسکال (هر Mpa، حدود ۱۰ كيلوگرم بر سانتيمتر مربع) باشد. سنگهای مصرفي در اقلیمهای سرد بايد در برابر يخبندان پايدار بوده و ضوابط مندرج در مشخصات و استانداردهاي مربوطه را پاسخگو باشند. جذب آب، ميزان حل شدن در آب، تخلخل، پايداري در برابر هوازدگي (اثر گازهاي O2، CO2، COSO3، SO2، بخارآب، وزش باد، پرتوهاي خورشيدي و مانند اینها)، اسيدها و قلياها در مواردي كه سنگها در معرض عوامل گوناگون قرار ميگيرند، بايد با استانداردهاي مربوطه تطابق نمايد. سختي، مدول الاستيسيته، نرم شدن سنگها در آب و كاهش تاب آنها پس از آزمايش يخزدگي نيز در محاسبات استاتيك بايد مدنظر قرار گيرد. در كفهاي پر آمدوشد و پلهها پايداري سنگ در برابر سايش و ضربه بايد با مورد مصرف آن متناسب باشد. در مورد سنگهای نما ضريب انبساط حرارتي کانیهای مختلف سنگ و همچنين ملات پشت آن بايد در يك حدود باشد تا از خرد شدن سنگ و جدا شدن آن از ملات جلوگيري به عمل آيد. ميزان رنگپريدگي سنگهای تزئيني نماي خارجي ساختمان در اثر آفتاب و هوازدگي نيز از اهميت ويژهاي برخوردار است كه بايد موردتوجه قرار گيرد. جذب آب سنگهای رگي حداكثر (۵%) و ضريب نرم شدن سنگ در آب، در مورد سنگهای باربر و نما دستکم (۷۰%) است. جذب آب مجاز در استاندارد ايراني براي سنگهای آهكي متراكم (۱۵%)، سنگهای آهكي متخلخل (۲۵%) و در مورد توفها (۳۰%) ذکرشده است. سطوح نماي سنگ بايد يكنواخت و به بهترين وجه كلنگي، تيشهاي، چكشي يا صيقلي شود بهنحویکه رگهها و نقش طبيعي آن بهخوبی مشخص باشد. حداقل ريشه در سنگهای لاشه سرتاسري (يا عمقي) درصورتیکه ضخامت ديوار اجازه دهد ۵۰۰ میلیمتر، در سنگهای كله ۴۰۰ میلیمتر و در سنگهای راسته بهاندازه ارتفاع سنگ خواهد بود. ارتفاع سنگ ريشهدار در نما نبايد از عرض و ريشه آن بيشتر باشد. حداقل عرض و ارتفاع سنگ بادبر در نما به ترتيب بايد ۲۰۰ و ۱۵۰ میلیمتر و حداكثر بار سنگ ۴۰ میلیمتر باشد. در مورد سنگ بادبر سر تراش و بادكوبهاي بايد حداقل ارتفاع هر سنگ ۱۸۰ میلیمتر، حداقل تراش سطوح زيري و بالايي سنگ ۱۵۰ میلیمتر و سطوح جانبي آن ۸۰ میلیمتر و حداكثر بار آن ۱۵ میلیمتر باشد. در مورد سنگهای تمام تراش بايد كليه سطوح سنگ با قلم تراشيده و تيشهداري شود بهنحویکه مسطح و بدون اعوجاج و حداكثر بار آن ۲ میلیمتر باشد. سطوح و خطوط مرئي سنگ نبايد لبپريدگي داشته باشد و شكل سنگها بايد طوري باشد كه از شكل ديوار تبعيت كند. حداقل ضخامت سنگهای نماي ريشهدار، پله، جدول و مانند اینها ۱۵۰ میلیمتر است. حداقل ضخامت سنگهای پلاك مصرفي در كف پله و درپوش ۴۰ میلیمتر، پلاك کفپوش ۳۰ میلیمتر، پلاك نما ۲۰ میلیمتر و براي سنگهای قرنيز دور اتاقها ۱۰ میلیمتر هست. سنگ بايد متراكم و داراي ساخت و بافت يكنواخت بوده و از بلورهاي ريز تشکیلشده باشد و درجه خلوص آن حتيالمقدور زياد باشد. حداقل تاب فشاري گرانیتها ۱۰۰۰، مرمرهاي سفيد و خاكستري ۸۰۰، مرمرهاي رنگين ۶۰۰، سنگهای آهكي متراكم ۲۰۰، سنگهای آهكي متخلخل و توفها ۵۰ كيلوگرم بر سانتيمتر مربع استانداردشده است. مصرف سنگهای غیراستاندارد در صورتي مجاز است كه در مشخصات و نقشهها ذکرشده و نمونه آنها قبلاً به تصويب دستگاه نظارت برسد. مصرف مصالح سنگي كهنه درصورتیکه مطابق مشخصات بوده و كاملاً تميز شده باشد بدون اشكال است، ولي بهتر است در پشتکار و به همراه مصالح تميز به كار گرفته شود. ضريب نرم شدن سنگ در آب عبارت است از نسبت تاب فشاري نمونه خيس شده در آب به مدت حداقل ۲۴ ساعت به تاب فشاري همان سنگ در حالت خشك.
سنگهای مناسب براي مصارف گوناگون:
براي مصارف گوناگون سنگهایی بايد انتخاب شود كه در جدول زير آمده است:
* مصرف سنگ منحصراً در كارهاي غير باربر است.
مصالح نصب:
دوغابها و ملاتها:
در مورد دوغابها و ملاتها به فصل مربوطه مراجعه شود.
اتصالات و پستها:
مصالح نصب سنگ و اتصالات و بندوبستهای فلزي يا بايد از فلز زنگ نزن باشد و يا تمام قسمتهای آن در داخل خمير سيمان ملات و دوغاب قرار گيرد تا از زنگزدگی آنها جلوگيري به عمل آيد. اتصالات غيرفلزي ازنظر استحكام و دوام بايد قبلاً به تصويب دستگاه نظارت برسد.
حملونقل و نگهداري:
بارگيري، حمل و باراندازي مصالح سنگي بايد با دقت صورت گيرد. انواع گوناگون سنگها بايد جداگانه دستهبندي و انبار شوند. آزمايش نمونههاي گرفتهشده از سنگ در محل معدن و تودههاي سنگ موجود در كارگاه بايد منطبق با ویژگیهای خواستهشده در مشخصات باشد. مصالح سنگي بايد در مکانهای تميز و حتيالمقدور سرپوشيده نگهداري شده و از آلودگي آنها با خاك، مواد مضر و يخ و برف جلوگيري شود.
